تبليغاتX
عکس نوشت

دیشب با دیدن وبلاگ یکی عزیزان با عنوان عکس تو حرف  دوباره به فکر اجرای طرحی که مدتها قبل در ذهن داشتم افتادم. اینکه با کمک همه عزیزان علاقمند، عکس یا نقاشی هایی مناسب با سوژه های قرآنی فراهم کنیم . از همه عزیزان درخواست میکنم به وبلاگ قرآن و عکس مراجعه کنند و چنانچه عکس های متناسب با آیات و یا سوژه هایی از قرآن رو در نظر دارند در این امر شرکت کنند . امید که در خلال سایر فعالیت ها و روزمرگی ها یک اثر معنوی هر چند کوچک هم از خودمون به یادگار بگذاریم.

 

 

.  

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت |

پارک لاله در گذشته یکی از زیباترین پارکهای تهران بود . اما متاسفانه در سالهای اخیر تخریب و تصرف ها و بی سلیقگی های زیادی انجام شده که محوطه های زیادی از پارک رو کور و بلا استفاده کرده. مثلا احداث ساختمان های متعدد که تا حد زیادی چشم انداز پارک رو خراب کرده . یا ایجاد رستورانهایی در محوطه ورودی اصلی پارک که بسیار زشت هستند. همینطور فضای زیادی از پارک رو نوعی از درختان کاج و نزدیک بهم اشغال کرده که بنظر من اصلا زیبا نیستند. قسمت هایی از پارک هم که اصلا جدا شده و دیگر جزو پارک نیستند... با اینحال وجود چمنزارها و چند درخت زیبا در محدوده جنوب شرقی این پارک هنوز دست نخورده و زیباست.

 

  

+ نوشته شده توسط مرد آرام در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت |

این روزها هنوز شاهد باران های بهاری و هوای لطیف و عطر دل انگیز گلها و پرواز پرستوها و آوای پرندگان سرمست هستیم .  من همیشه به افرادی که در محیط های طبیعی و بدور از هیاهو و آلودگیهای شهر زندگی میکنند غبطه میخورم. با این حال سعی میکنم از فرصتها استفاده کنم و هر از گاهی گریزی به پارکها یا سایر فضاهای طبیعی بزنم . اینبار قصد دارم به در اولین فرصت به پارک لاله برم و ساعتی رو در اونجا بگذرونم .  پیش از اینکه شاهد خداحافظی تلخ و ناگهانی این فصل زیبا و دل انگیز باشیم...

 

 

.

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت |

از چند روز پیش اشتیاق زیادی نسبت به تماشا و بوییدن گلها و همینطور گرفتن عکس و تماشای عکس گلها در وبلاگستان پیدا کردم . فکر می کنم بهانه خوبی هست تا از فرصت های باقیمانده بهار بیشتر استفاده کنم و در وبلاگ هم همین سوژه زیبا و شاد رو دنبال کنم ...

 

 

 

خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند

و دست منبسط نور روی شانه آنهاست

 

 .

نه وصل ممكن نيست

هميشه فاصله ای هست

 

اگر چه منحنی آب بالش خوبی است

براي خواب دل آويز و ترد نيلوفر

 

هميشه فاصله ای هست

دچار بايد بود

 

و گرنه زمزمه حيرت ميان دو حرف حرام خواهد شد

و عشق....

 

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 و ساعت |

محلات با اونچه که انتظار داشتم بسیار متفاوت بود . بطوریکه اقامتم در این شهرستان بیش از دو یا سه ساعت طول نکشید . وجود یک چشمه آب بسیار گرم در منطقه ای گرم و خشک در چند کیلومتری این شهرستان تنها ویژگی محلات است. بعلاوه این شهرستان دارای گلخانه های زیادی است که به پرورش گیاهان آپارتمانی میپردازند که البته نظیر آن در اقصی نقاط کشور به وفور قابل دسترسی است. و محله ای به نام سرچشمه که دارای کمی دار و درخت و یک چشمه آب ولرم با مزه ای خاص بود . این آقا زاده هم به خواهش من توجه نکرد و فرصت گرفتن همین یک عکس از سرچشمه رو هم گرفت . هر چند که رغبتی هم به گرفتن عکس نداشتم.

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت |
مدتهاست برای رفع خستگی روحی به مسافرت یکی دو روزه نیاز دارم . اینبار قصد دارم اگر بشه به محلات برم . جایی که تا بحال نرفتم اما بارها وصفش رو شنیدم . باغهای گل و همینطور آب های معدنی محلات که فکر میکنم شاید کمی به تقویت اعصابم کمک کنه…

این گل ها رو هم که سالهای پیش با دوربین قبلیم گرفتم همراه با قطعه هایی از شعر سهراب تقدیم عزیزان میکنم .اشعار سهراب سپهری برای علاقمندان به طبیعت و همینطور برای افرادی که علاقمند به درج نوشته در عکس هاشون هستند لبریز از واژه ها و مفاهیم عرفانی لطیف و زیباست ...

+ نوشته شده توسط مرد آرام در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت |

پارک خزانه زیباتر از چیزی بود که تصور میکردم . یک پارک بزرگ و قشنگ و سرسبز با درختان متنوع و هوایی خوب . بخصوص دریاچه ای نسبتا بزرگ که باید بگم زیباترین دریاچه ایست که تا بحال در پارک ها دیدم .  دور تا دور این دریاچه پر از چشم انداز های بسیار زیباست که میتونه برای افرادی که با نگاه شاعرانه یا رمانتیک به طبیعت توجه میکنند یک میعادگاه خوب و مناسب باشه . وقتی که در فضاهای زیبای این پارک قدم میزدم دقایقی به این فکر کردم که در ساعاتی که خیلی ها به دنبال روزمرگی و اقتصاد و ... هستند من در چنین فضایی بسر میبرم و از خدای بزرگ و مهربون به خاطر این همه لطفش صمیمانه تشکر کردم .

.

 

 

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت |

این یکی از عکس های مربوط به سالهای نسبتا دور هست . البته چهره الان من با این عکس به نحوی باور نکردنی و غم انگیز متفاوت هست. فکر میکنم عمر ما آدم هام بی شباهت به فصل های طبیعت نیست  . بهار کودکی و جوانی ... خزان میانسالی و پیری  ... زمستان مرگ و ... رستاخیزی دوباره که من بهش باور دارم .

 

                       جوانی هم بهاری بود و .....

 

با عذر خواهی از عزیزان عکس رو  از آرشیو حذف کردم تا شاید بعدا عکس جدیدتری بگذارم 

                                                                                          ........... بگذشت

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت |

چند شب پیش با وبلاگ دوستی با عنوان  عکس گرفته های من  برخورد کردم و از تماشای عکس های حرفه ای و زیباشون لذت بردم . بخصوص که بعضی از عکس ها برای طرحی که در گذشته در ذهن داشتم مناسب بودند . باید بگم من بی آنکه مذهبی باشم به کتاب قرآن علاقمندم و مدتی با این کتاب آسمانی زندگی کرده ام و از فضای پر شکوه و بی نظیر این اقیانوس بزرگ نور و زیبایی لذت برده ام . هنگام مطالعه قرآن گاهی به این فکر میکردم که تعدادی از این آیات تا چه اندازه میتونند سوژه های مناسبی برای هنرمندان و علاقمندان  به قرآن باشند ...

 

 

خداوند پروا ندارد كه به پشه ای و فرای آن مثال زند. و اما مؤمنان مى‏دانند كه آن (مثال‏) حقیقتی است از سوى پروردگارشان ‏؛ و اما کافران مى‏گويند منظور خداوند از اين مثل چیست! تا (بدينسان‏) بسيارى را بدان گمراه و بسيارى را هدایت ‏كند. و خداوند جز نافرمانان را گمراه نمى‏گرداند.

 

و پروردگارت به زنبور عسل وحی نمود كه‏ از كوه‏ها و درختان و داربستهايى كه مى‏سازند، خانه‏هايى برگیر‏. سپس از تمام ثمرات بخور و راه ‏های پروردگارت را مطیعانه طی کن‏. از درون شكم آنها، نوشيدنى با رنگهاى مختلف خارج مى‏شود كه در آن‏، شفا براى مردم است‏؛ به يقين در اين امر نشانه روشنى است براى مردمی كه مى ‏انديشند.  

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت |

چند عکس دیگه از سری عکس های پارک ساعی رو درج میکنم . اینبار تصمیم دارم برای اولین بار به پارک خزانه برم و ساعتی رو در این پارک بگذرونم . بارها از خیابون کنار این پارک عبور کردم و گاهی هم نیم نگاهی بهش انداختم . فکر میکنم پارک بزرگ و زیبایی هست و بخصوص در این فصل باید تماشایی و مفرح باشه .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 و ساعت |

تو قامت بلند تمنایی ای درخت

همواره خفته است در آغوشت آسمان

بالایی ای درخت

دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار...

 

.

 

زیبایی ای درخت

وقتی که بادها ، در برگ های درهم تو لانه میکنند

وقتی که بادها ، گیسوی سبز فام تو را شانه می کنند...

 

.

 

غوغایی ای درخت

وقتی که چنگ وحشی باران گشوده است ، در بزم سرد او...

 

خنیاگر غمین خوش آوایی ای درخت

در زیر پای تو، اینجا شب است و شب زدگانی که چشمشان ، صبحی ندیده است

تو روز را کجا ، شب را کجا...

 

در دشت دیده غرق تماشایی ای درخت

چون با هزار رشته ، تو با جان خاکیان، پیوند می کنی...

 

پروا مکن ز رعد ، پروا مکن ز برق که بر جایی ای درخت

سر بر کش ای رمیده که همچون امید ما...

 

با مایی ای یگانه و ....

 

تنهایی ای درخت

 

 

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت |
این دو عکس از سری عکس هایی هست که اخیرا در پارک ملت گرفتم . تصمیم دارم اگر خدا بخواد به پارک ساعی برم و از انواع درختان این پارک عکس بگیرم . فکر میکنم تنوع درختان در این پارک بیشتر از سایر پارک هاست . این روزهای اردیبهشت بهترین فرصت برای قدم زدن در پارک ها و تنفس در هوای تازه و خلاصه حد اکثر استفاده از بهار زیبا و دل انگیز  هست .

 

 . 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت |

بندر زیبای انزلی یکی از بهترین و خاطره انگیز ترین شهرهای تفریحی مورد علاقه من هست . بخصوص بلواری که محل لنگر کشتی ها و عبور و مرور قایق ها به طرف مرداب زیبا و رویایی انزلی هست . همینطور قدم زدن در بازار انزلی رو دوست دارم . و تماشای زنان و مردان شیک پوشی که با لباسهای خوش رنگ و شاد در کوچه و بازار این شهر رفت و آمد میکنند. این بار اگر عمری باقی باشه و به این شهر سفری کنم حتما عکس های بهتر و بیشتری خواهم گرفت .

 

 

 

.  

  

+ نوشته شده توسط مرد آرام در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت |

امشب سری به آلبوم زدم و چند عکس از طاووس انتخاب کردم . من بدرستی نمیدونم که این پرندگان زیبا به چه دلیل ناگهان چنین حرکت زیبا و بی نظیری رو به نمایش میگذارند . و نوعی صدای وزش نسیم همراه با لرزشی خاص هم از پرهاشون شنیده میشه.

 

 

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 و ساعت |

در نظر داشتم عکس هایی رو از ازدحام فوق العاده جمعیت در ایستگاه ها و واگن های مترو در نیمه های روز که در واقع ساعات پیک کاری هست و علی القاعده باید از خلوت ترین اوقات تردد مردم در خیابان ها و مترو ها و سایر وسایط نقلیه باشه بگیرم و با طرح یک مضمون سیاسی، اجتماعی با عنوان معضل بیکاری در وبلاگ مطرح کنم ... البته سعی میکنم این کار رو انجام بدم اما چون تجربه چندانی از عکاسی در محیط های شلوغ و پر ازدحام نداشتم فعلا همین چند عکس رو درج میکنم.              

             هو هو ...

 

.

                                                                                                     ... تیش تیش

 

 

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت |