|
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد صبح امید که بد معتکف پرده غیب گو برون آی که کار شب تار آخر شد آن پریشانی شبهای دراز و غم دل همه در سایه گیسوی نگار آخر شد باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز قصه غصه که در دولت یار آخر شد ساقیا لطف نمودی قدحت پر می باد که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را شکر کان محنت بی حد و شمار آخر شد
+ نوشته شده توسط مرد آرام در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت
|
این روز ها با خوب شدن هوا سری به زمین کوچکم میزنم تا بلکه بتوانم به ویرانگری ها و تخریب های مامورین بخشداری سر و سامانی بدهم و مصالح باقیمانده را از خطر فرسودگی یا سرقت نجات دهم... تا جاییکه من شاهد هستم و روستاها و سرزمین ها و مزارع کشور را با سایر کشورها مثل ترکیه مقایسه میکنم، دولت در تمام این سالها به جز برقراری خطوط تلفن (به مدد تکنولوژی فیبر نوری) و برق، که البته سود سرشاری را هم از محل فروش امتیاز و کنتور و صدور قبض و.. نصیب دولت میکند، کار چندان چمشگیر دیگری انجام نداده است... به یاد میاورم در سفر زمینی که چندین سال پیش به ترکیه داشتم، شاهد بودم که حتی روستاهای مرزی که در واقع دورافتاده ترین مناطق این کشور هستند دارای چه امکانات پیشرفته و خوبی بودند... زه کشی مزارع و آبیاری با متد های روز، تراکتور های نو و تمیز ، ساختمانهای نوساز دو یا چند طبقه، امکانات تحصیلی مناسب، لباس های نو و تمیز دانش آموزان، پمپ های متعدد گازوییل و بنزین در جوار روستاها ، ماشین های سواری مدل بالا، دامداریها و کارگاه ها و کارخانجات متعدد و فعال که در سرتاسر مناطق روستایی و بین راهها دیده میشدند ، کارگران روستایی که با سرویس های منظم به محل کار منتقل میشدند و بسیاری امکانات دیگر مثل سینما و ورزشگاه ها در روستاهای بزرگتر و غیره ...... البته بسیاری از اینگونه پیشرفتها در هیچ کشوری مستقیما به وسیله دولت و یا از محل بودجه های عمومی کشور انجام نمی گیرد، بلکه بدلیل برنامه ریزی های صحیح اقتصادی و از همه مهمتر جذب سرمایه گزار و تشویق آنها و ایجاد تسهیلات مناسب برای سرمایه داران است . در واقع یکی از وظایف مهم مامورین دولت در این مناطق خدمتگزاری به سرمایه گزاران و آبادگران و کمک به آنها در جهت عمران و آبادی و توسعه مناطق روستایی است. و اما دولت ما.... به گفته کارشناسان اقتصادی ، یکی از مهم ترین علل عقب ماندگی و پسرفت اقتصادی و ترویج فقر و بیکاری در کشور ما ناشی از مانع تراشی ها و دخالت های نامربوط و ناشیانه چنین دولت هایی در امور کشور است. تا جاییکه بسیاری از مردم روستا و همینطور سرمایه گزاران و علاقمندان به فعالیت های سالم اقتصادی بر این باورند که اصلا فلسفه وجودی دولت، کارشکنی و تخریب و ظلم و جلوگیری از هر نوع عمران و آبادانی است. البته سرمایه داران و سرمایه گزاران بزرگ سالهاست که به خوبی به این موضوع واقفند و به جای هر نوع اقدامات مثبت اقتصادی سرگرم فعالیتهای کاذب و مضر هستند. حتی افراد با سرمایه های متوسط هم مدتهاست که عطای سرمایه گزاری در بخش های تولیدی و کشاورزی را به لقای عبور از کانال های متعدد و سخت دولتی بخشیده اند.. با این حال هر از گاهی بعضی افراد که عمدتا از اقشار ضعیف و آبرومند هستند، یا افرادی که به هر دلیل علاقه ای به مشاغل کاذب ندارند و همینطور بعضی افراد بنابر عشق و علاقه ای که به طبیعت دارند، بطور خودجوش حاضر به فعالیت و سرمایه گزاری در این بخش ها میشوند . غافل از اینکه لشکری از لودرها و مامورین، به فرماندهی انبوهی از کارکنان غیر متخصص و غیر مجرب و کم سواد در بخشداریها آماده نبردی ظالمانه و نابرابر در انتظارشان ایستاده اند. دایره محدودیت ها در این کشور بسیار فراتر از حیطه های مربوط به محیط زیست است و اراضی شخصی مردم و حومه روستاها را نیز در بر میگیرد. و اینکه هیچگونه کوشش جدیدی در تعیین بافت های روستایی و توسعه آن نشده است. سوال اینکه چگونه است دولتی که در مورد عمران و آبادانی کشور و همینطور انجام سایر وظایف خود اینچنین ناموفق و ناتوان بوده است، در مورد ویرانگری و تخریب درب و دیوار و تجاوز به حریم شخصی مردم تا این حد کوشا و سختگیر است؟! و اینکه اگر این اعمال ظالمانه و غیر انسانی از مبنای علمی و صحیح برخوردار است، چرا کشور ما در شاخص جهانی محیط زیست، به رتبه های پائین سقوط کرده است؟ حقیقت آنکه به نظرم بهانه هایی مانند تغییر کاربری و موضوعاتی نظیر آن برای دولت ما به جز دستاویزی خوب برای توجیه بی کفایتی و عدم توانایی برای سرویس دهی مناسب به سرمایه گزاران و آبادگران نیست. من شخصا شاهد بودم که مامورین بخشداری از کندن نهال درختان میوه و ایراد صدمه به درختان هیچگونه ابائی ندارند! و اینکه اینگونه مظلمه ها عموما بر اساس سلایق شخصی مسئولین فنی است که متاسفانه فاقد تجربه و صلاحیت لازم و عموما افرادی جوان و غیر متخصص و کم استعداد هستند . و از همه تاسف بارتر اینکه بخشداریها به همین قوانین مصوب هم اعتنایی ندارند و فراتر از قانون و بقول معروف کاسه داغتر از آش عمل میکنند و بعلاوه رفتارشان کاملا سلیقه ای و تبعیض آمیز است ..... .... و حاصل ، انبوهی از زمین های خشک و روستاهای عقب مانده و فقیر و چشم اندازی زشت و غم انگیز از دیوارها و سازه ها و ساختمانهای ویران شده و ظلم به رعیت توسط دولت مهرورز و عدالت گستر، و البته حکومتی که داعیه های دینی و شرع مداری نیز دارد!
+ نوشته شده توسط مرد آرام در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت
|
|
|