تبليغاتX
عکس نوشت

 

 

                 ای قوم به حج رفته کجایید، کجایید             معشوق همین جاست بیایید بیایید

                 معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار       در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

                گر صورت بی ‌صورت معشوق ببینید          هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

                 ده بار از آن راه بدان خانه برفتید                  یک بار از این خانه بر این بام برآیید

             آن خانه لطیفست نشان هاش بگفتید         از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

              یک دسته ی گل کو اگر آن باغ بدیدید          یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

              با این همه آن رنج شما گنج شما باد        افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

 

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت |

 

 

این روزها بیش از همیشه به یاد سهراب عزیز هستم و مفهوم پیام هاش رو عمیقا درک میکنم...

به یاد میارم که در گذشته با افرادی برخورد داشتم که شیفته ی سهراب بودند و او را مانند یک پیامبر می ستودند و از او بعنوان یک ایدئولوژی یا دین یاد میکردند ..

سهراب در اشعارش با بیانی لطیف و زیبا انسانها رو به تماشای هستی و در همان حال به تماشای خداوند دعوت میکنه و به ما تذکر میده که خداوند برخلاف آنچه که عموما تصور میکنند موجودی خیالی و مجزا از هستی نیست ... بلکه خداوند در واقع همین هستی لامتناهی و شگفت انگیز با همه ی وجوه پیدا و پنهانش است که همه موجودات عالم رو در بر میگیره ..

بله، خداوند در همه جا جلوه گر است و هر کدوم از ما در محیط طبیعت پیرامون و به فراخور وسعت دیده هامون براحتی او را تماشا میکنیم و مفاهیمی مانند شعور، لطافت، زیبایی، قدرت، جبر، رحمانیت، قهر، دانایی، آفرینندگی و ...... اش رو با همه وجود درک و احساس میکنیم...

 

به تماشا سوگند
و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
 واژه ای در قفس است
 حرفهایم، مثل یک تکه چمن روشن بود
 من به آنان گفتم :
 آفتابی لب درگاه شماست
که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد
.. و به آنان گفتم
 سنگ آرایش کوهستان نیست
 همچنانی که فلز، زیوری نیست به اندام کلنگ
در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است
 که رسولان همه از تابش آن خیره شدند
پی گوهر باشید
 لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید
 و من آنان را به صدای قدم پیک بشارت دادم
 و به نزدیکی روز، و به افزایش رنگ
 به طنین گل سرخ، پشت پرچین سخن های درشت
و به آنان گفتم :
 هر که در حافظه چوب ببنید باغی
صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند
 هر که با مرغ هوا دوست شود،
 خوابش آرامترین خواب جهان خواهد بود
آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند،
 می گشاید گره پنجره ها را با آه
زیر بیدی بودیم
برگی از شاخه بالای سرم چیدم.

گفتم:
چشم را باز کنید. آیتی بهتر از این می خواهید ؟
می شنیدم که بهم می گفتند
سحر میداند سحر
سر هر کوه رسولی دیدند
ابر انکار به دوش آوردند
باد را نازل کردیم
تا کلاه از سرشان بردارد
خانه هاشان پر داوودی بود
چشمشان را بستیم
دستشان را نرساندیم به سرشاخه هوش
جیبشان را پر عادت کردیم
خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم

 

 

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت |

 

                                                            نام : بيابان

                                                            نژاد : شیانلو + دوبرمن

                                                            سن : 11 ماه

                                                            جنس : نر

 

سگ ها یکی از شاهکارهای بی نظیر آفرینش هستند.

حیواناتی با رفتارهای جالب و درخور توجه...

رعب انگیز ، هوشیار ، سرشار از عواطف و احساسات، مهربان ، وفادار، بردبار، تهی از کینه و نفرت، برخوردار از روحیه یاریگری و کمک رسانی، با مناعت طبع ، علاقمند به وجود نظم و ترتیب و ......

.. و پاک مثل بيابان.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت |

 

 

حیواناتی آرام و دوست داشتنی با چشمانی درشت و شفاف ...  شاید بدلیل همین ویژگی یعنی رفتار با طمانینه و آرام است که بعضی انسانها او را تا حد تقدیس ستایش و تکریم میکنند...

عمر متوسط آنها حدود ده تا پانزده سال است. اما رشد جسمانی آنها در حدود یک سالگی متوقف میشه و در همین مدت از حدود یکصد کیلو تا حدود هزار کیلو قابلیت افزایش وزن دارند. حیواناتی زود آشنا و مهربان و اهل محبت ورزی هستند و به نوازش انسانها واکنش متقابل نشون میدند. با اینحال بنظرم از بهره هوشی چندانی برخوردار نیستند و ارتباط عاطفی و احساسی شون با انسانها زود گذر و ناپایدار هست... فعلا در مورد این حیوان بیش از همین مقدار حرف ندارم... . شاید هم ما انسانها درک چندانی از دنیای گاو ها نداریم و به همین دلیل ترجیح میدیم بیشتر در مورد میزان گوشت یا شیردهی آنها صحبت کنیم... و یا از سرانجام تلخ و غم انگیز گاوهای نر احساس ترحم کنیم ...

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مرد آرام در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت |